دسامبر 21, 2009 بدست ikka
در دهکده شیوانا زلزله های شدیدی پشت سر هم رخ می داد و زندگی مردم به کلی مختل شده بود. مشکل تامین سوخت وآب وغذا باعث شده بود اهالی دهکده، همگی در اطراف مدرسه شیوانا چادر بزنند و از امنیت و مساعدت اهالی مدرسه برخوردار شوند.
زلزله دایم رخ می داد و هر بار مردم وحشت زده با داد و فریاد این سمت و آن سمت می دویدند و حتی بعضی از ترس، گریه می کردند. اما شاگردان شیوانا همگی آرام و آسوده حتی وقتی زلزله رخ می داد گوشه ای پناه می گرفتند و بعد دوباره کمک خود را به مردم وحشت زده ادامه می دادند. شیوانا نیز چهره ای بسیار آرام و مطمئن داشت و هیچ نشانه ای از ترس و وحشت در چهره اش نمایان نبود.
یکی از اهالی وحشت زده وقتی چهره و رفتار آرام شیوانا و اهالی مدرسه را دید با کنجکاوی از شیوانا پرسید: ” استاد! زمین زیر پای شما هم مثل ما می لرزد و همان خطری که ما را تهدید می کند، می تواند شما را نیز از بین ببرد. دلیل این همه آرامش و آسودگی شما در چیست؟”
شیوانا با تبسم گفت: ” فرض کنید ده ها قایق کوچک در ساحلی توفانی داخل آب به حال خود رها شده اند. در هر قایق تعدادی آدم نشسته اند. بعضی از این قایق ها با ریسمانی طولانی اما محکم و مطمئن به اسکله و ساحل متصل شده اند و بعضی دیگر از قایق ها بدون طناب در کنار ساحل اسیر امواج هستند. قایق های طناب دار هم مثل بی طناب ها بالا و پایین می روند، اما ساکنان آن آرام تر و آسوده تر از ساکنان قایق های بدون طناب اند، چرا؟”
آن مرد وحشت زده پاسخ داد: “خوب به هر حال سرنشینان قایق های طناب دار مطمئن اند که زیر آب نمی روند و ساحل اجازه نخواهد داد که آنها به وسط دریا کشانده شوند. اما این چه ربطی به آرامش خاطر و آسودگی خیال الان شما و اهل مدرسه دارد؟”
شیوانا پاسخ داد: “من و بقیه اهالی مدرسه ریسمان درونی دل مان را به ساحل مطمئن خالق کاینات متصل ساخته ایم و هر آنچه را مورد قبول اوست، پذیرفته ایم. اگر تقدیر ما از بین رفتن باشد، طبیعی است که هیچ گریزی از این تقدیر نداریم و چون مطمئنیم هر آنچه دوست بخواهد به نفع ماست! از اتفاقاتی که اطرافمان رخ می دهد اصلاً نگران نیستیم. دلیل ترس و وحشت بیش از حد و غیر طبیعی شما فراموش کردن طناب است. شما هم طناب توکل خود را به ساحل رضایت خالق کاینات متصل کنید و بعد همه چیز را به او بسپارید و به وظیفه ای که درست است عمل کنید. هر اتفاقی بیفتد آرامش شما را بیشتر خواهد کرد.”
منبع: مجله موفقیت شماره 139
پیوند کوتاه شده
مرتبط:
من اگر جای تو بودم
زیبایی شرط نیست
ارسال شده در داستان, شیوانا | برچسبها گفتار, حقیقت, خدا, داستان | بیان دیدگاه »
دسامبر 20, 2009 بدست ikka
یک قطعه آهن ربا قادر است فلزی دوازده برابر وزن خود را جذب کند و از زمین بلند نماید، حال آنکه اگر همین قطعه آهن ربا خاصیت مغناطیس اش را از دست بدهد قادر به بلند کردن پر کاهی هم نخواهد شد.
در زندگی به دو نمونه متفاوت از آدم ها برخورد می کنیم که یکی «مغناطیس شده» و شاد ، سرحال،امیدوار و موفق است و دیگری فردی است که قدرت مغناطیس خود را از دست داده و حتی توان بلند کردن پر کاهی را هم ندارد و مایوس، بدبین و ناتوان گشته است.
این افراد اگر موقعیت های مناسبی هم به دستشان بیفتد آه و ناله سر می دهند : ” می ترسم موفق نشوم … می ترسم سرمایه ام را در این راه از دست بدهم … می ترسم مورد تمسخر مردم قرار بگیرم” این قبیل اشخاص توان پیش رفتن و ترقی کردن ندارند بلکه درجا می زنند و به آب باریکه ای می سازند اما گروه دیگر به پیش می تازند و رازی را که از نسلی به نسلی منتقل می شود و بدان نام پیشرقت و ترقی داده اند، آشکار و فاش می سازند. آری اینان دریادلند و از مشکلات هراسی به خویش راه نمی دهند.
منبع: کتاب قدرت فکر- دکتر ژوزف مورفی – ترجمه هوشیار رزم آزما
پیوند دائمی نوشته
مرتبط:
کشف بزرگ
خوشبختی یا بدبختی؟انتخاب با توست!
برای کشف کردن باید کند و کاو کرد
ارسال شده در تکنولوژی فکر, روانشناسی, زندگی, موفقیت | برچسبها موفقیت, انسان, حل مشکلات, خودسازی, زندگی | بیان دیدگاه »
دسامبر 11, 2009 بدست ikka
جرات داشته باشید و با هراسهای خود روبرو شوید:
1- آیا شما حقیقتا مسئول اشتباهی بوده اید که دیگری را به خاطر آن سرزنش کرده اید؟ اگر این را بپذیرید می توانید برای جبران اشتباه، کار مثبتی صورت دهید. به خاطر داشته باشید که:
می توانید : شکست بخورید -.- ببازید -.- سقوط کنید -.- متزلزل شوید -.- اشتباه کنید -.- خراب کنید -.- بیازارید -.- مثل خنگها رفتار کنید -.- اشتباه کنید.
خداوند از سر تقصیرها و خطاهای شما می گذرد. آیا شما هم می توانید خود را ببخشید؟
2- آیا برای دوست داشتن خود به قدر کافی وقت صرف می کنید؟ (تا در این باره خوب فکر نکرده اید به شماره 3 نروید.)
3- بدانید که جای هم اکنون شما بهترین جایی است که می توانید باشید.
مهم نیست که در حال حاضر شرایط بد و ناخوشایندی دارید. به خود بگویید که بهتر از این وجود ندارد زیرا هر چه هست از آن شماست. از همین حالا تنفر را کنار بگذارید و همه ناخوشایندی ها، دردها و بدی های زندگی را در آغوش بکشید و با صدای بلند بگویید:
- من زنده هستم و می توانم زندگی ام را دوست داشته باشم.
- نه تنها لحظات خوب زندگی، بلکه تمام لحظات زندگی من، مهم و عزیزند.
- می توانم همه اشتباهات و لغزشهای زندگی ام را با خوبی ها جایگزین کنم.
منبع: کتاب زندگی شاد (Staying Happy in an Unhappy World) – ترجمه قراچه داغی
پیوند دائمی نوشته
مرتبط:
آینه و 30 صفت
بیاموزید که صبر پیشه کنید
ارسال شده در روانشناسی, زندگی, موفقیت | برچسبها مثبت نگری, کتاب, گفتار, حل مشکلات, خودسازی, روحیه, زندگی | 3 دیدگاه »

هر گاه بنده ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می سپرم که گویی بنده ای جز او ندارم، اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من!
ارسال شده در گفتار | برچسبها کودک, گفتار, حل مشکلات, خدا, دل | 2 دیدگاه »
سپتامبر 15, 2009 بدست ikka

- لبخند زدن، انسان را جذابتر می کند.
- لبخند زدن، اخلاق را تغییر می دهد.
- لبخند زدن، مسری است.
- لبخند زدن، جلوی استرس و نگرانی را می گیرد.
- لبخند زدن، سیستم ایمنی بدن را بهبود می بخشد.
- لبخند زدن،فشار خون را پایین می آورد.
- لبخند زدن موجب افزایش هورمون ها می شود.
- لبخند زدن، انسان را جوانتر نشان می دهد.
- لبخند زدن، انسان را موفق و خوشبخت نشان می دهد.
- لبخند زدن به انسان کمک می کند تا مثبت اندیش باشد.
ارسال شده در تکنولوژی فکر, روانشناسی, گفتار | برچسبها کودک, جمال, زندگی, زیبا | 7 دیدگاه »
پسر نابينايي روي پله ساختمان نشسته و کلاهي جلوي خود گذاشته بود که تعداد کمي سکه در آن بود، نوشته اي هم جلوي خودش گذاشته بود با اين مضمون:« من کور هستم، به من
کمک کنيد.»
مرد رهگذري چند سکه از جيبش درآورد و درون کلاه ريخت، بعد نوشته را برداشت و نوشته را تغییر داد و دوباره در جلوی پسرک نابینا قرار داد.
مدت کمي گذشت و کلاه پسر پر از پول شد. آدم هاي بيشتري به پسر نابينا کمک مي کردند. بعدازظهر آن روز مرد رهگذر که نوشته پسرک را عوض کرده بود، بازگشت تا ببيند چه اتفاقي افتاده است.
پسر نابينا صداي پاي رهگذر را شناخت و پرسيد:« شما هماني نيستيد که نوشته مرا امروز عوض کرديد؟ چه چيزي نوشتيد؟» رهگذر گفت:« من فقط واقعيت را نوشتم. من هماني را گفتم که تو گفته بودي، اما به زباني ديگر»
آنچه مرد نوشته بود اين بود:« امروز روز زيبايي است و من نمي توانم آن را ببينم.»
فکر مي کنيد نوشته اولي و دومي يک چيز را مي گفتند؟
درست است که هر دو مي گفتند پسر نابينا است، اولی به سادگي مي گفت که پسر نابينا است، اما دومي به مردم مي گفت که چقدر خوشبختند که کور نيستند.
تعجبي ندارد که نوشته دومي تاثير گذارتر بوده است.
نتيجه اخلاقي
شکر گذار آنچه داري باش.
هنگامي که زندگي 100 بهانه براي گريه کردن به تو مي دهد، تو به زندگي 1000 دليل براي لبخند زدن نشان بده.
منبع: tarjomanweb.com
ارسال شده در داستان, گفتار | برچسبها ارتباطات, خلاقیت, داستان, زندگی, زیبا | 5 دیدگاه »

- روزت را با عشق آغاز می کنی، ادامه می دهی و به پایان می رسانی.
- همیشه طعم کارهایت منحصر به فرد است:کار با طعم عشق.
- روزهای شنبه، یک پیامک به این مضمون می نویسی “لحظه هایی سرشار از معجزه داشته باشید” و سپس برای همه افراد موجود در لیست ارسال می کنی.
- هفته ای یک پیامک امیدبخش برای یکی از دوستانت که کمتر با تو تماس می گیرد، می فرستی.
- بیشترین بخش های برنامه غذایی ات به گیاه خواری اختصاص دارد.
- هر روز به اطرافیانت، یک جمله مثبت و اثربخش هدیه می دهی.
- هنگام شب به خیر گفتن به فرزندت، تکرار این جمله را فراموش نمی کنی: خواب های رنگی ببینی، فرشته زندگی من!
- وقتی تنهایی به خانه دلت سرک می کشی، با آرامش تکرار می کنی: تو خدای مهربان همیشه کنارم هستی و من عاشقانه حضورت را احساس می کنم(می بینی؟!دیگر احساس تنهایی نمی کنی!).
- همیشه به خاطر یکی از بزرگترین نعمت های خداوند سپاسگزاری: لبخند کودکان!(کم نعمتی نیست!باور کن!).
- از تماشای آسمان زیبای شب، خودت را بی نصیب نمی کنی.
- هر ماه، یک کتاب به کتابخانه محله تان هدیه می دهی(قیمت کتاب اصلاً مهم نیست).
- هر روز 5 درصد بیشتر از روز قبل ، به دیگران محبت می کنی!
- وقتی از کسی بدی می بینی، آن را به همه انسان ها تعمیم نمی دهی و جمله “همه همین طورند” را به کار نمی بری.
- هر بار که با اطرافیانت صحبت می کنی، حتماً روی یکی از ویژگیهای مثبت آن ها تاکید می کنی.
منبع: مجله موفقیت -شماره114
مرتبط: چقدر شبیه خودت می شوی،وقتی…
ارسال شده در روانشناسی, موفقیت, گفتار | برچسبها فرزند, موفقیت, کودک, گفتار, آموزشی, احترام, ارتباطات, خلاقیت, زندگی, شخصیت, عشق | 6 دیدگاه »

“داستان حیرت انگیزی که ذهن شما را می گشاید. معمای عقل، شگفتی های زندگی و عشق را “
دکتر برنی سیگل، نویسنده کتاب عشق، دارو و معجزه
در حین مطالعه این کتاب غرق شگفتی و تحیر شدم! یک احساس عجیب! مثل اینکه گمشده ای را یافته باشم. به حق که این جمله “تنها عشق حقیقت دارد” در وجودم نفوذ کرده و زخمهای بی پاسخم را التیام بخشید.
اگر کتاب قبلی دکتر ال.وایس یعنی “استادان بسیار،زندگی های بسیار” را مطالعه کنید بسیار بهتر است، چون بعد از آن لذت خواندن این کتاب دو چندان می شود. شاید فلسفه این دو کتاب با مذاق خیلی ها خوش نیاید به عبارتی دیگر باور کردنش سخت باشد و یا حتی به سخره گرفته شود ولی باور کنید که اگر این مطالب صحت داشته باشند آن وفت چی؟!
در کتاب قبلی دکتر برایان ال.وایس «استادان بسیار،زندگی های بسیار»، نزدیک به دو میلیون نفر با کاترین آشنا شدند: بیمار جوانی که در وضعیت خواب مصنوعی خاطرات چند زندگی در گذشته اش را به خاطر آورد و با انتقال پیامها، زندگی یک روانپزشک معتبر را متحول کرد.
اکنون دکتر برایان وایس تحقیقات خود را یک قدم دیگر به جلو می راند. او دو بیگانه را تصویر می کند که پیش از آنکه دوباره کنار هم قرار بگیرند، نمی دانستند طی قرنها دوستدار هم بوده اند. او نشان می دهد که چطور هر یک از ما و همه ما روح همراهی داریم که هر بار به جسم آمده ایم دوستش داشته ایم و او در انتظار است تا دوباره به ما بپیوندد. دکتر وایس دنیای کاملاً تازه ای را به روی ما در هر کجای این جهان که باشیم می گشاید، دنیایی که بر مبنای حقیقتی ساده و نیرومند بنا شده است:
تنها عشق حقیقت دارد
ارسال شده در داستان, روح, معرفی کتاب | برچسبها کتاب, ارتباطات, حقیقت, داستان, روح, زیبا, عشق | 3 دیدگاه »
آیا می خواهید در عرض 3 هفته یک معجزه در زندگی تان رخ دهد! به طوری که خودتان و اطرافیانتان از وجود و شخصیتتان متحیر شوید!
وقتی که احساس خوبی نسبت به خود دارید حتی اگر هم این احساس خوب، ناچیز باشد جلوی یک آینه بروید و به چشمان خود زل بزنید! لبخند بزنید و این 30 صفت را که عصاره صفتهای انسانهای خوشبخت در این کره خاکی می باشند با صدای بلند تکرار کنید. اینقدر این کار را روزانه انجام دهید تا این صفتها ملکه ذهن تان شوند و باور کنید که شما انسانی بسیار شریف هستید و این صفتها با وجودتان عجین شده اند.
درستکاری - شوخ طبعی- صمیمیت - امید- شرافت - سرسختی - تواضع - هدفمندی - سخت کوشی - همواره در حال یادگیری بودن- مثبت اندیشی - دلسوزی - داشتن انضباط - انگیزه - عزت نفس - عقل سلیم - شخصیت - علاقه مندی - وفاداری - امین - مرتب - مطلع - مشتاق - صدیق - مصمم بودن - خوش بیانی - مهربانی - صبوری - خوب گوش دادن و همدلی
ارسال شده در اعتماد به نفس, روانشناسی, موفقیت | برچسبها موفقیت, تکنیک, زندگی | ۱ دیدگاه »

روزی از گلی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز بوی خوش و عطر من”
از سنگی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز استواری و قدرت من”
از رودخانه پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز طراوت و پاکی من”
از انسانی پرسیدم:”زندگی یعنی چی؟“
گفت:”زندگی چیزی نیست جز مهر و محبت درون من”
ارسال شده در گفتار | برچسبها حقیقت, زندگی | 2 دیدگاه »
نوشتههای قدیمیتر »