مبارزه با منفی ممنوع!به مثبت رای بده!
جولای 9, 2007 با ikka
برگرفته از سخن سردبیر مجله موفقیت، شماره 123:
می گویند مادر ترزا راهبه معروف که عمرخود را برای کمک به فقرا و محرومین هندوستان و جهان صرف کرده بود هرگز در هیچ نهضت ضد جنگ شرکت نکرد. نه برای این که او با جنگ موافق بود بلکه به این خاطر که معتقد بود مبارزه با سیاهی به نوعی زنده سازی و هویت بخشی به سیاهی و تاریکی است و راه درست آن است که انسان به جای پایین آوردن ارج و قرب خود و رو در رو شدن و هم کلام شدن با سیاهی و زشتی، به سمت روشنایی برگردد و به تبلیغ سفیدی و پاکی برخیزد می گویند مادر ترزا همیشه می گفت:”هر وقت نهضت تبلیغ صلحی راه افتاد، نام مرا در اول لیست بنویسید!”
“پرم راوات” سخنران برجسته هندی که به زبان انگلیسی در کانال خاصی به نام صلح واژه (Word of Peace) هر شب از طریق کانال های مختلف ماهواره ای و شبکه های تلویزیونی در سراسر جهان سخنرانی می کند، همیشه سوال جالبی می پرسد. او می گوید:” چرا همه کشورها وزارت جنگ دارند اما هیچ کشوری وزارت صلح ندارد!؟”
چرا در همه کشورها کارخانجات ساخت سلاح های جنگی وجود دارد، اما در هیچ کشوری کارخانه ساخت ابزارهای صلح و آشتی برپا نشده است!؟ به عبارت دیگر پرم راوات نیز معتقد است که به جای رو در رو شدن و گفتمان با سیاهی بهتر است به سمت مقابل آن یعنی سفیدی و صلح و آرامش برگردیم و به آن رای دهیم.
اگر نوشته های منفی و فیلم های ناهنجار و گفته ها و درس های نادرست در دنیا زیاد شده، چرا وقت خود را برای محکومیت این منفی ها هدر می دهی!؟ به جای آن نوشته ای مثبت و انرژی بخش بنویس! فیلم های پرمعنا و اثرگذار بساز! درس های درست و انرژی بخش و امیدوار کننده منتشر کن و به یکباره خیل مشتریان را از سمت منفی به آثار مثبت و انرژی آفرین بکشان. خواهی دید که با این شیوه در طول زمان سیاهی رنگ می بازد و از بین می رود و سفیدی تمام عالم را پر می کند.
اگر از افکار نا امید کننده و منفی عذاب می کشی و نسبت به حرف ها و گفته های افراد منفی احساس ناراحتی می کنی، بی جهت خود را درگیر یافتن راهی برای زمین زدن این افراد نکن. چرا که هر نوع کلنجاری با تفکر منفی به شکل غیر مستقیم جان بخشیدن و طولانی کردن عمر آن پدیده منفی است و بهترین روش خلاصی از شر این منفی ها، سرمایه گذاری روی نقطه مقابل یعنی افکار مثبت و حرف های انرژی بخش و امید آفرین است. خواهی دید به محض چرخش به سمت پنجره مثبت ها و خارج ساختن منفی ها از مقابل چشمانت، جریانی آرام بخش کل زندگی تو را در بر می گیرد و با هر گامی که به سمت مثبت ها بر میداری، سایه منفی ها روی تو و زندگی ات کم رنگ تر و کم رمق تر می شود و سرانجام زمانی می رسد که در اطراف تو چیزی جز برکت، امید، آرامش و غنا وجود ندارد.
پس به هیچ وجه وقت خود را به درگیری و کلنجار رفتن با افکار و رفتارها و گفته های افراد منفی هدر ندهید. به جای آن وقت و انرژی خود را صرف تولید و تقویت گفتار و پندار و کردار نیک کنید. خواهید دید که به طور معجزه آسایی شر و پلیدی از همه جنبه های زندگی شما محو می شود و همه انسان های اطراف شما نیز در دریایی از آرامش و برکت شناور می شوند. تنها در آن موقع است که می فهمید چرا منفی ها برای زنده ماندن این قدر به توجه من و شما نیاز دارند!
این یارو «پرم راوات» تا حدودی زر مفت زده ها! باز اگه مییومد بین «وزارت جنگ» و «وزارت دفاع» مقایسه میکرد یه چیزی!
صلح تو فطرت آدمهاست و احتیاج به متولی نداره؛ میمونه یادآوری و تذکرش که به نظر من کار خدا و مذهبه؛ هر کی گوش شنوا داشته باشه میشنوه. قویاً هم به این اعتقاد دارم که صلح همیشه خوب نیست! منظورم اینه که باید با صالح صلح کرد؛ نه با کسی که بره خالقش هم شاخ و شونه میکشه!(خواستم جهاد رو با منظق از بقیه جدا کنم)
جواب این سؤال که چرا وازارت جنگ هست ولی وزارت صلح نیست، در کشوری مثل آمریکا مشخصه. آدمایی وازرتخونه دارن که جنگ رو به صلح ترجیح میدن؛ برای چیزایی که به ظاهر به نفعشونه.
ولی با «مبارزه با منفی ممنوع!به مثبت رای بده!» تا حدودی موافقم. این نویسنهها (حالا سردبیره هرکیه!) با وسوسهی پر کردن صفحه، وسواس درست نویسی رو فراموش کرده و یه مثال نا مربوط زده.
بگذریم! من که بخشیدمش!
كل اين مطالب رو در فيلم راز the secret ميتونيد ببينيد.
به نظر من سردبیر مجله موفقیت خیلی هم خوب مساله را عنوان کرده است. جواز جنگ و خونریزی صادر کردن حال تحت هر پرچمی که می خواهد باشد و روی پرچم عکس هر موجودی می خواهد درج شده باشد ، نتیجه ای جز جنگ و خونریزی بیشتر ندارد. آنکس که باد می کارد توفان درو می کند و آنکس که با داد و فریاد گمان می کند می تواند جواب داد و فریاد را بدهد باید دیر یا زود منتظر کرد شدن و آلودگی شدید صدا باشد.
صلح در فطرت آدم هاست. جنگ هم جزیی از فطرت انسان است. ببینید وقتی عصبانی می شوید چطور می خواهید سر از تن حریف جدا کنید! از بیرون که این احساس یکهو وارد وجود شما نشده است. وقتی می گویند وزارت صلح بسازید یعنی بیائید این بخش سفید فطرت را تقویت کنید و آن بخش سیاه فطرت را کم رنگ و کم رمق سازید.
کی گفته فطرت ما خوب است و همه چیزش پاک و نیکو ست. چطوری است که همین الآن یک عدد بمب اتم و موشک و راکت بالای سر آن کودک فلان مذهب منفجر شود ککمان نمی گزد و وای به روزی که روسری از سر یکی از کودکان این ور خط بیافتد.
نخیر جانم! سردبیر خیلی هم خوب و عالی گفته است. باید جلوی این جوازدهندگان مرگ را گرفت.
با نظر آقای ابراهیمی کاملا موافقم.
مشکل ما این است که همه فکر می کنیم اون طرفی بد است و سیاه و زشت و باید فقط از طریق زورگویی و دیکتاتوری و خشونت او را از بین ببریم.
ای کاش یک وزارت صلحی بود که به گوش این دمندگان در بوق جنگ آهنگ آرام باش حیوان می خواند.
بحث از کجا شروع شد و به کجا کشید؟!
نمیدونم آقایان «ابراهیمی» و «خسرو» باز هم به اینجا سر میزنن یا نه. خودم هم امشب اتفاقی به بخش My Comments وردپرس.کام سر زدم و جوابهای این دوستان رو دیدم.
راستش من چون همیشه محیط این وبلاگ رو خیلی آروم میدیدم، فکر نمیکردم بعد از اون چند تا جمله، بحث به سیاست و مذهب برسه.
آقای ابراهیمی، این انسانی که شما تعریف کردی واقعاً برای من جالبه! از یه طرف که وقتی عصبانی میشه هیچ احساسی نمیتونه یکهو وارد وجودش بشه (یعنی یه جورایی ایزولهست) ولی از طرف دیگه معتقدید که «فطرت»ش بخش خوب و بد داره؛ وقتی این دو تا رو کنار هم میذاریم این سؤال پیش مییاد که این آدمی که شما گفتی با بدنی ایزوله، چرا باید از بخشی از فطرت خودش بیزار باشه (ریختن بمب اتم و موشک و راکت بالای سر کودک و …
؟ مگه این بخش بره خودش نیست؟ فطرتی که درون خودش هم بد رو داره و هم خوب، چرا باید از یه بخش خودش بدش بیاد؟ مگه این که یه عاملی از بیرون بهش اینو القا کنه. یا نه؟ وسط فطرت یه تیغه کشیدن، بدها اینور خوبها اونور؟!
نمیدونم قضاوت با خودتون.
راستی برای آشنایی بیشتر خودم با محیط اطرافم میپرسم؛ این ترکیب «جواز دهندگان مرگ» به «بعضی از حکمهای اعدام» مربوط میشه یا «احکام جهاد توی اسلام» یا چیز دیگهای؟
سؤال مشابهی هم از «آقا خسرو» دارم؛ «دمندگان در بوق جنگ»، ۱) چه کسانی هستند و ۲) تو بوق کدوم جنگ دارن فوت میکنن؟
البته امیدوارم این دوستان راحت حرف زدن من رو دلیل بر موضعگیریم نذارن
بسيار مطلب جالبي بود
id:love_less61