خاطرات زیادی دارم! خاطراتی که بعضی اشون به سختی به زبان می آیند چه رسد به نوشتن! دوست دارم آنها را همیشه در دلم نگه دارم و گهگداری بهشون رجوع کنم. اینکار لذت شیرینی دارد.
Archive for the ‘خودمونی’ Category
خدمت سربازی تموم شد!
ارسالشده در خاطرات, خودمونی, tagged تهران, راهور, سربازی در آوریل 26, 2009 | 2 نظرات »
یک خاطره-نون
ارسالشده در خاطرات, خنده دار, خودمونی, tagged مادر, کودک, خنده دار در آوریل 21, 2009 | بیان دیدگاه »
پنج ساله بودم که مادرم به من گفته بود اگر در حین بازی یا گشت و گذار در بیرون از منزل احیاناً تکه نونی رو زمین دیدی اونو بذار یه جای بلند و تمیز! (ثواب داره و خدا اینجوری بیشتر تو را دوست میداره) متاسفانه من اون قسمت آخر حرفش را به درستی نشنیدم یا [...]
…کابوس نیستند ولی شخص را به گذشته هایی بسیار دور می برند گذشته هایی که روح به خوبی به یاد می آورد ولی این حافظه ی ضعیف و محدود، در این زندگی به فراموشی سپرده!…
بعضی موقها پیش خودم فکر می کنم که پدر و مادر چه نعمتی هستند، چه فرشته هایی ! یا نه بهتره بگم روحهای متعالی که در این جسم خاکی اومدند تا گوشه چشمی از مهربونی، زیبایی و صبر خدا را به ما نشون بدند!
اون دورترها جایی که جادوگر بچگیهام کلبه ای در میان جنگل داره!جادوگری که اصلاً نمی دونه اشک چیه!… قلبم گمشده!نه شاهزاده ای هستم نه شوالیه ای بی باک!ای کاش این را می فهمیدی که من هم یه روزی دل داشتم…
سلام،
اولش خیلی سخت بود! خیلی اتفاقات زیادی رخ داده. من در لباس یک افسر راهور تهران بزرگ خدمت می کنم.
زندگی من بسیار عجیب و غریب شده، هر روزش یا شاید هم هر لحظه اش خاطره است.
…
دارم میرم خدمت سربازی
ارسالشده در خودمونی, tagged لوازم, آموزشی, سفر, سربازی در اکتبر 17, 2007 | 62 نظرات »
خوب، نوبت ما هم رسید. چند روز دیگر!
اولش آموزشیه، محل آموزشی را هم در مرزن آباد (چالوس) خواهم بود . در ادامه میخوام مطالبی مفید برای اشخاصی که در آینده [نزدیک] به سربازی میرند بنویسم شاید که مفید واقع شود.
توجه: این لیست توسط دو نفر از دوستان هم دانشگاهیم که هر دوی آنها دوره [...]
یک فیلم یک حرف
ارسالشده در خودمونی, tagged فیلم, چپ دست, کمدی, زیبا در جولای 26, 2007 | بیان دیدگاه »
فیلم Fifty First Dates با اینکه ظاهر کمدی دارد ولی حرفهای قشنگی برای گفتن داره!( حالا بماند که فیلم ایرانی “چپ دست” یک تقلید کورکورانه از این فیلم هستش!). به خصوص آخر فیلم که میشه و آدم به فکر میفته که کارگردان چه حرف قشنگی می خواسته به بیننده بگه!
اینکه چه خوب میشد آدما هر [...]
چند روزی هست که واقعاً به من خوش میگذره!
پریروز من و پدرم رفتیم حدود 40 تا نهال از یک گلخانه خریدیم، هلو،زرد آلو شکر پاره،آلبالو گیسی،سیب یتیمی! ، سیب گلاب، گلابی،پسته،پرتقال تامسون،آلو طلایی،سیب سرخی،خرمالو ژاپنی،آلوچه، انجیر… آ… دیگه یادم نمیاد، این اصطلاح نهالهای میوه را هم صاحب گلخونه به کار می برد… آهان زیتون هم [...]
چگونه حافظه خود را 5 تا 10 برابر کنیم
ارسالشده در خودمونی, معرفی کتاب در آوریل 22, 2007 | 12 نظرات »
یادش به خیر، سوم دبیرستان بودم که بطور اتفاقی یک آگهی از یک موسسه تقویت حافظه را دیدم، در اون گفته شده بود که حافظه خودتون را 5 تا 10 برابر کنید! در عرض یک الی دو ماه! یک شور و هیجان خاصی من را فراگرفت، انگار یک کشف تازه ای کرده باشم، هیچ وقت [...]