Feeds:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Posts Tagged ‘خدا’

آیا از ته دل دعا کردن را می دانید؟ در روز چه اوقاتی را صرف عبادت و دعا می کنید؟ بی گمان هر کس که ایمان و اعتقادی دارد در مواقع خطر و هنگام گرفتاری و بیماری و یا در وقت مرگ دست به دعا بر می دارد.

دعایی می کنیم تا خطر را از خویش دور سازیم و غالباً دسته جمعی هم دعا می کنیم تا مصایب و بلایای طبیعی مثل زلزله، سیل، توفان و خشکسالی بر زندگی مان نتازند و یا مثلاً معدن چیانی که در اعماق معدنی محبوس شده اند، از مرگ، جان سالم به در ببرند. شگفت آنکه اینان نیز بعد از نجات خود اظهار می دارند که در آن بحبوحه که از زندگی خویش قطع امید کرده بودند دست به دعا برداشته بودند.یا خلبانی که هواپیمایش برفراز آسمانها دچار سانحه شده پس از آنکه سالم به زمین می نشیند مدعی می شود که تنها دعای او بوده که او را از آن وضعیت وخیم رهانیده است.

تردیدی نیست که دعا کردن عامل اعجازگری در مقابله با مخاطرات بشمار می رود اما هرگز نبایستی تا زمان پدیدار شدن گرفتاریها و مسایل دست روی دست گذاشت و به قول معروف دست به دعا نبرد بلکه بهتر است این عنصر شگرف را به بوته فراموشی نسپاریم و دقایقی از اوقات شبانه روز را بدان اختصاص دهیم تا آرامشی ژرف در کنه وجود، باطن و نفس خویش پیدا کنیم.

Advertisements

Read Full Post »

نعمتهای خداوند بی شمارند، با این حال بیشتر مردم قادر به لذت بردن از آنها نیستند. از محبت،زندگی ،غذا و حتی از یک طلوع و یا غروب خورشید!
مردم حتی به خاطر لباسهای قشنگی که دارند! به خاطر یک حمام لذت بخش، خلاصه برای چیزهای کوچک و ساده نمی توانند لذت ببرند! چه بسا اغلب آنها از هیچ چیزی لذت نمی برند! برای همین به سمت خدا  گرایش پیدا می کنند، اما متاسفانه اینها اشخاصی هستند که از خدا خیلی دورند!

خداوند واقعاً از درخت و گلها لذت می برد وگر نه چرا همیشه، آنها را خلق می کند؟ و با این حال هیچ وقت از آنها خسته نمی شود! خداوند طی میلیونها سال و همچنین در این برهه زمانی هنوز که هنوزه به خلق پرندگان،پروانه ها و گلها می پردازد و از رنگ و صدایشان لذت می برد! و او به راستی که خلاق ترین و بزرگترین نقاش و طراح می باشد! به زندگی نگاهی بینداز و نظاره گر باش، خواهی دید که خداوند در قلب خلقتها  و ابداعاتش می باشد!

مردم بسیار جدی ،کسانی که زندگی را سخت می گیرند.قادر به لذت بردن نیستند و نمی توانند به آرامش برسند، حتی نمی توانند از یک خواب راحت هم لذت ببرند، باور کردنی نیست ولی اینها کسانی هستند که بیشتر از همه به خدا اهمیت می دهند! و به خاطر یکسری دلایل اشتباه به خدا گرایش پیدا کرده اند. تفکر آنها بر این عقیده استوار است: «به این خاطر که زندگی پست و بیهوده است باید در راه رسیدن به خدا تلاش کنیم!» دقت کن! خدای اینان، کسی است که دشمن زندگی است!

(بیشتر…)

Read Full Post »

در دهکده شیوانا زلزله های شدیدی پشت سر هم رخ می داد و زندگی مردم به کلی مختل شده بود. مشکل تامین سوخت وآب وغذا باعث شده بود اهالی دهکده، همگی در اطراف مدرسه شیوانا چادر بزنند و از امنیت و مساعدت اهالی مدرسه برخوردار شوند.
زلزله دایم رخ می داد و هر بار مردم وحشت زده با داد و فریاد این سمت و آن سمت می دویدند و حتی بعضی از ترس، گریه می کردند. اما شاگردان شیوانا همگی آرام و آسوده حتی وقتی زلزله رخ می داد گوشه ای پناه می گرفتند و بعد دوباره کمک خود را به مردم وحشت زده ادامه می دادند. شیوانا نیز چهره ای بسیار آرام و مطمئن داشت و هیچ نشانه ای از ترس و وحشت در چهره اش نمایان نبود.
یکی از اهالی وحشت زده وقتی چهره و رفتار آرام شیوانا و اهالی مدرسه را دید با کنجکاوی از شیوانا پرسید: » استاد! زمین زیر پای شما هم مثل ما می لرزد و همان خطری که ما را تهدید می کند، می تواند شما را نیز از بین ببرد. دلیل این همه آرامش و آسودگی شما در چیست؟»
شیوانا با تبسم گفت: » فرض کنید ده ها قایق کوچک در ساحلی توفانی داخل آب به حال خود رها شده اند. در هر قایق تعدادی آدم نشسته اند. بعضی از این قایق ها با ریسمانی طولانی اما محکم و مطمئن به اسکله و ساحل متصل شده اند و بعضی دیگر از قایق ها بدون طناب در کنار ساحل اسیر امواج هستند. قایق های طناب دار هم مثل بی طناب ها بالا و پایین می روند، اما ساکنان آن آرام تر و آسوده تر از ساکنان قایق های بدون طناب اند، چرا؟»
آن مرد وحشت زده پاسخ داد: «خوب به هر حال سرنشینان قایق های طناب دار مطمئن اند که زیر آب نمی روند و ساحل  اجازه نخواهد داد که آنها به وسط دریا کشانده  شوند. اما این چه ربطی به آرامش خاطر و آسودگی خیال الان شما و اهل مدرسه دارد؟»
شیوانا پاسخ داد: «من و بقیه اهالی مدرسه ریسمان درونی دل مان را به ساحل مطمئن خالق کاینات متصل ساخته ایم و هر آنچه را مورد قبول اوست، پذیرفته ایم. اگر تقدیر ما از بین رفتن باشد، طبیعی است که هیچ گریزی از این تقدیر نداریم و چون مطمئنیم هر آنچه دوست بخواهد به نفع ماست! از اتفاقاتی که اطرافمان رخ می دهد اصلاً نگران نیستیم. دلیل ترس و وحشت بیش از حد و غیر طبیعی شما فراموش کردن طناب است. شما هم طناب توکل خود را به ساحل رضایت خالق کاینات متصل کنید و بعد همه چیز را به او بسپارید و به وظیفه ای که درست است عمل کنید. هر اتفاقی بیفتد آرامش شما را بیشتر خواهد کرد.»

منبع: مجله موفقیت شماره 139
پیوند کوتاه شده

مرتبط:
من اگر جای تو بودم
زیبایی شرط نیست

Read Full Post »

شگفتا!

تو را می خواند!
هر گاه بنده ای مرا بخواند، آن چنان به سخن او گوش می سپرم که گویی بنده ای جز او ندارم، اما شگفتا که بنده ام همه را چنان می خواند که گویی همه خدای اویند جز من!

Read Full Post »

پس چرا همه از آن با خبر نیستند؟
زیرا بیش از حد ساده است. زیرا ما درباره آنکه حقیقت چگونه باید باشد، پیشاپیش اندیشه ای در ذهن داریم.
با سوال کردن، شما ابتکار به خرج می دهید(و در دانستن حقیقت) پیش قدم می شوید، این اولین قدمی است که شما را به سمت جواب بعدی راهنمایی می کند.

معمولا جستجوگر در حالیکه در بطن حقیقت قرار دارد از آن آگاه نیست، زیرا دید محدود او فقط می تواند واقعیت های جامدی که در محدوده ی آن قرار دارند را دریافت کند. این اشکالی ندارد. همیشه قدم دیگری به سمت حقیقت وجود دارد.

عشق خدا همواره در کار است که به روح کمک کند تا راه خانه را بیابد. صرف نظر از اینکه تا چه اندازه در مورد خدا بصیرت پیدا کرده باشیم، همواره چیزی وجود خواهد داشت که در ورای افق درک ما باشد. طبیعت حقیقت بدینگونه است. حقیقت، عشق الهی را بدنبال دارد.

دلیل جنگ ها، دزدی ها، دروغ ها و دیگر خصیصه های انسانی این است که هیچ مذهبی نمی تواند عشق را درون قلب کسی تزریق کند. وقتی عشق خدا به قلب وارد می شود تنها در آن وقت است که تغییرات بهتر بوقوع می پیوندند. حقیقت در خلاء عمل نمی کند. کسانیکه توسط حقیقت لمس شده اند سعی می کنند آن را در زندگی روزانه شان جاری کنند، در بین خانواده، کار و مذهبشان.

بدن ما معبد خداست. باید از آن مواظبت کنیم چون بدن خانه روح است. ما اینگونه با روح الهی کار میکنیم، سعی کنیم خنده را در هر جای زندگی که می توانیم پیدا کنیم. هر جا که می توانیم، زیرا خنده التیام است. شفا همیشه به شخص بستگی دارد،  اینکه آن روح در چه سطح از آگاهی قرار دارد.

منبع: The Language of Soul

Read Full Post »